جهت نمایش صحیح محتوای این وبلاگ، «آنتی‌فیلتر» خود را روشن کنید!

چهارشنبه ۲۱ دسامبر ۲۰۱۱

چگونه به اهداف‌مان پای‌بند بمانیم؟

درس دوم: سوالی، که باید قبل از هر اقدامی برای‌اش پاسخی پیدا کنید!



قبل از اینکه برای رسیدن به اهداف‌تان دست به کار شوید، لازم است به یک سوال بسیار مهم پاسخ دهید.

پاسخ ندادن به این سوال و یا پاسخ اشتباه دادن به آن، منجر به فقدان انگیزه لازم برای پیش برد آن هدف به خصوص می‌گردد. پس قبل از هر اقدامی، یک تکه کاغذ و یک قلم آماده کنید، و پاسخ این سوال را به دقت یادداشت کنید.




چرا می‌خواهید به آن [هدف] برسید؟

جواب شما نمی‌تواند این باشد که مثلا: "به خاطر اینکه می‌خواهم" یا "به این دلیل که من به آن احتیاج دارم" یا جواب‌هایی از این دست.

پشت هر رویا و هدفی، تعداد زیادی دلیل‌های منطقی وجود دارد، که لازم است آن دلیل‌ها را بدانیم. اگر بدانیم و تشخیص دهیم که دقیقا چرا باید فلان هدف را بدست بیاوریم، احتمال موفقیت‌مان بیشتر است و با اقتدار بیشتری، برنامه‌های‌مان را دنبال می‌کنیم تا به آن هدف جامه عمل بپوشانیم.


به عنوان مثال، چرا می‌خواهید 10 کیلوگرم از وزن‌تان را در دو هفته کم کنید؟
پاسخ‌ها می‌تواند بدین ترتیب باشد:

:: برای اینکه خوشتیپ‌تر به نظر بیایید
:: برای اینکه، احساس بهتری نسبت به خودتان داشته باشید
:: برای اینکه، لباس مورد علاقه‌تان اندازه‌تان شود
:: برای اینکه، همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید
:: ...

تمام فایده‌های بدست آوردن هدف‌تان را لیست کنید. هر نکته را که تصور می‌کنید کمک‌تان می‌کند که با انگیزه بمانید، یادداشت کنید.


حقیقت این است که، هر چه لیست‌تان طولانی‌تر باشد، برای رسیدن به آن هدف، انگیزه‌ی بیشتری خواهید داشت.

اولین کاری که صبح‌ها انجام می‌دهید، باید این باشد که به آن لیست یک نگاهی بیاندازید. از در و دیوار هم می‌توانید کمک بگیرید. می‌توانید لیست‌تان را روی کاغذهای زرد رنگ پشت چسبدار بنویسید و آن‌را به در و دیوار آویزان کنید تا همیشه جلوی چشم‌تان باشند.

منبع: goal-setting-guide

یکشنبه ۲۷ نوامبر ۲۰۱۱

10 راه «وارن بافت»، برای ثروتمند شدن!

ده پیشنهاد وارن بافت برای رسیدن به ثروت، شوکت و توانگری. بخوانید، یادبگیرید و اجرا کنید.

1- سودهای‌تان را دوباره سرمایه‌گزاری کنید؛ وقتی برای بار اول، از سرمایه‌گزاری‌های‌تان و یا از کسب و کارتان، سودی عایدتان می‌شود، دچار وسوسه می‌شوید که آن پول را خرج کنید. ولی هرگز این کار را نکنید. به جای خرج کردن، آن‌را دوباره سرمایه‌گزاری کنید. وارن بافت، در همان اوایل کارش، این را یاد گرفت. زمانی‌که او و دوست‌اش پال، در دوران دبیرستان، یک ماشین پین‌بال خریدند و آن‌را در یک سلمانی قرار دادند، و با درآمد آن دستگاه‌های بیشتری خریدند تا جایی که تعداد دستگا‌ه‌های آنها به هشت دستگاه رسید. وارن بافت تا جایی پیش رفت که توانست با سرمایه‌گزاری مجدد عایدی‌های‌اش در سن 26 سالگی 174 هزار دلار [به پول امروز، 1.4 میلیون دلار] سرمایه دست و پا کند. حتی پول‌های کوچک هم می‌تواند به سرمایه‌های بزرگ تبدیل شود.

2- تمایل به متفاوت بودن داشته باشید؛ تصمیمات‌تان را برپایه اعمال و گفته‌های دیگران پایه‌ریزی نکنید. در سال 1956 زمانی که وارن بافت مدیریت 100 هزار دلار پول را بر عهده گرفت، آن تعداد معدود سرمایه‌گزاران که با او شریک شده‌بودند، اعمال‌اش را عجیب و غریب توصیف کردند؛ او حتی به شرکای مالی‌اش نگفته بود که قرار است پول‌ها را کجا سرمایه‌گزاری کند. همه پیش‌بینی می‌کردند که وارن بافت با شکست سختی روبرو خواهد شد. اما 14 سال بعد، زمانی که وارن بافت شراکت‌اش را تمام شده اعلام کرد، تشکیلات‌اش بیش از 100 میلیون دلار ارزش داشت. وارن بافت معتقد است که هر کس باید خودش را با استاندارهای خودش مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد، نه استانداردهای دیگران.

3- هرگز انگشت شست‌تان را نمکید؛ تمام اطلاعاتی را که برای تصمیم‌گیری به آن‌ها احتیاج دارید، از قبل آماده کنید و از یکی از دوستان‌تان بخواهید که شما را کنترل کند و اطمینان حاصل کند که در اجرای ضرب‌‌الاجل‌هایی که برای خود تعیین کرده‌اید، پایبندید. یکی از افتخارات وارن بافت، انجام کارهای مقتضی در زمان‌های تعیین شده است. وارن بافت جلسات غیرضروری و بی‌نتیجه را «مکیدن انگشت شست» نام‌گزاری کرده است.

4- قبل از انجام هر معامله‌ای آن‌را به خوبی بررسی کنید؛ همیشه قبل از شروع هر کاری، قدرت چانه‌زنی شما در آن کار بیشتر است. این نکته را وارن بافت به سختی فرا گرفته است. زمانی که پدرپزرگ وارن، او و دوست‌اش را برای پارو کردن برف‌های اطراف سوپر مارکت‌اش استخدام کرده بود، وارن و دوست‌اش برای مدت 5 ساعت، در حال پارو کردن برف‌ها بودند. بعد از اتمام کار، پدر بزرگ به هر دوی آن‌ها مجموعا 90 سنت داد، که آن‌را باید بین خودشان تقسیم می‌کردند. یعنی برای انجام یک کار طاقت فرسا، برای هر ساعت کمتر از چند پنی عایدشان شده بود. قبل از انجام هر معامله ای، از تمام جزئیات آن مطلع شوید، حتی اگر آن معامله را با دوست یا اعضای خانواده‌تان انجام می‌دهید.

5- مواظب هزینه‌های خرد باشید؛ تمرین کنید که مراقب تمام هزینه‌های‌تان باشید. پیش‌گیری کردن از هزینه‌های اضافه می‌تواند سود شما را افزایش دهد و سود بیشتر مساوی ‌است با سرمایه‌گزاری بیشتر و سرمایه‌گزاری بیشتر می‌تواند شما را سریع‌تر به ثروت و شوکت برساند.

6- وام گرفتن را محدود کنید؛ زندگی کردن با کارت‌های اعتباری و وام، شما را ثروتمند نمی‌کند. وارن بافت هیچ وقت مبالغ قابل توجهی وام نگرفته است حتی برای سرمایه‌گزاری. [مترجم: "در کشوری مثل ایران، که نرخ بهره‌ی بانکی، کمتر از نرخ تورم است، وام گرفتن قطعا توصیه می‌شود"]

7- سمج باشید؛ با سرسختی و البته هوش می‌توانید بر رقبای خوب برتری پیدا کنید.

8- به موقع خارج شوید؛ وقتی وارن بافت جوان بود، یک بار در مسابقات اتومبیل رانی شرط بندی کرد و باخت. برای جبران ضرر متحمل شده، دوباره شرط بندی کرد و باز هم باخت و تمام پول‌هایی را که در یک هفته بدست آورده بود از دست داد. وارن دیگر هیچ وقت آن اشتباه را تکرار نکرد و به آن مسابقات شرط بندی باز نگشت. بدانید که چه وقت جلوی ضررها را بگیرید و اجازه ندهید که نگرانی از ضررهای متحمل شده، شما را به تکرار همان اشتباه وا دارد.

9- خطرات را تشخیص دهید؛ در سال 1995 شرکتی که پسر وارن بافت را استخدام کرده بود از سوی اف.بی.آی متهم به حساب‌سازی برای کسر مالیات شد. وارن به پسرش پیشنهاد داد که تصور کند اگر در آن شرکت بماند بهترین و بدترین سناریویی که ممکن است وجود داشته باشد چیست. و اگر باز هم ارزش داشت، در آن شرکت بماند. پسر وارن به سرعت تشخیص داد که خطر ماندن در شرکت بیشتر از فایده آن است، بنابر این روز بعد از کار در آن شرکت استعفا داد. قبل از هر تصمیمی تمام پیامدهای آن‌را بررسی کنید.

10- معنی واقعی موفقیت را درک کنید؛ با وجود ثروت افسانه‌ای وارن بافت، او موفقیت را با دلار اندازه نمی‌گیرد. در سال 2006، وارن تقریبا تمام ثروت افسانه‌ای خود را به خیریه ملیندا و بیل گیتس بخشید. وارن بافت می‌گوید: "وقتی شما به سن و سال من برسید، موفقیت را اینچنین تفسیر می‌کنید که چه تعداد از افرادی که می‌خواهید شما را دوست داشته باشند، به راستی، دوست‌تان دارند. این آخرین امتحانی است که نشان دهید، چگونه در تمام این سال‌ها زندگی کرده‌اید."

برگردان: علی آذرنوش

منبع: YNR Insider

شنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۱۱

اهداف‌تان را یادداشت کنید!

درس اول: آیا نوشتن هدف روی کاغذ به تنهایی در بدست آوردن آن کمک می‌کند؟

بیشتر ما می‌دانیم نوشتن اهداف، بسیار حیاتی و ضروری است. و این یک راه بسیار ساده برای تبدیل افکار و رویاها، به اهداف واضح و قابل رویت است.

ولی یک قانون مهم دیگری برای رسیدن به اهداف وجود دارد که اکثرا از آن بی اطلاع‌ هستند.

نوشتن اهداف، به تنهایی کافی نیست!
شما باید اهداف را به صورت کامل و حتی‌المکان با تمام جزئیات توضیح دهید!


تا جایی که ممکن است، اهداف‌تان را منحصر به فرد و با جزئیات بیشتری ذکر کنید!

به عنوان مثال، این دو هدف را مقایسه کنید:


"من یک خانه‌ی نو می‌خواهم"
و
"من یک خانه‌ی دو طبقه‌ی مجلل می‌خواهم که چهار اتاق خواب بزرگ، یک اتاق نشیمن لوکس، یک شومینه‌ی شیک و یک حیاط بزرگ با استخر داشته باشد..."

"من مقدار زیادی پول می‌خوام"، هدف نیست؛ فقط یک آرزوست.
"من از ابتدای فروردین، هر ماه 10000 دلار پول از طریق کسب و کارم بدست خواهم آورد"
این یک هدف است.

بعد از نوشتن اهداف‌تان با جزئیات بسیار دقیق، فراموش نکنید که به تصویر سازی ذهنی هم احتیاج دارید. می‌توانید اهداف‌تان را روی کاغذهای کوچک زرد رنگ پشت چسبدار بنویسید و به کامپیوترتان بچسبانید. حتی می‌توانید با کمک عکس‌های واقعی، یک پرینت از تمام اهداف‌تان بگیرید و به دیوار اتاق‌تان بچسبانید. یک نسخه‌ی آنرا می‌توانید در کیف پول‌تان بگذارید.

تلاش کنید که محیط اطراف‌تان را به نحوی، با استفاده‌ از ریمایندرها، پر کنید تا اهداف‌تان را در هرجایی که هستید، به خاطر داشته باشید.

این کار به شما کمک خواهد کرد، که بر روی اهداف‌تان متمرکز بمانید و یک تصوری ذهنی واضح و روشنی از تمام چیزهایی که می‌خواهید در ذهن‌تان داشته باشید.

برگردان: علی آذرنوش 

منبع: Goal-Setting-Guide

شنبه ۱۳ اوت ۲۰۱۱

به عنوان یک کارآفرین جوان، چگونه برای خود اعتبار دست و پا کنیم؟


راه اندازی یک کسب و کار، به اندازه‌ی کافی مشکل است، مخصوصا زمانی‌که شما جوان هستید و تجربه‌ی کافی ندارید، این خود بر سختی کار می‌افزاید. ولی نباید بگذارید سن و سال کم، شما را از ادامه‌ی راه منصرف کند.

سوزان کوگر 26 ساله، کسی که سایت ModCloth را زمانی که تنها 17 سال داشت راه‌اندازی کرد می‌گوید: "جوان بودن و نداشتن تجربه‌ی کاری معتبر، می‌تواند خود یک نوع مزیت محسوب شود. یادگیری سریع و فهمیدن اینکه کاربران فیس‌بوک و توئیتر چه چیزهایی می‌خواهند، کلید موفقیت است." کمپانی سوزان که بر روی صنعت مد متمرکز است، هم اکنون 240 کارمند و چندین دفتر در سانفرانسیسکو، لس‌آنجلس و پیتزبورگ دارد.

ولی تا زمانی که تجربه‌ی کافی ندارید، همچنان لازم است که استراتژی‌ای برای گسترش کسب و کارتان داشته باشید. در ادامه به 5 نکته‌ای اشاره می‌کنم که لازم است تمام کارآفرینان جوان برای موفقیت در کسب و کارشان به آن توجه کنند:

1- تمرکز کنید، تمرکز کنید و تمرکز کنید:

این خیلی طبیعی است که در سال‌های ابتدای شروع به کارتان، ایده‌های فراوانی برای انجام دادن در سر داشته باشید، ولی به عنوان یک کارآفرین جوان و به منظور کسب اعتبار در کسب و کارتان، لازم است که شما را به عنوان متخصص در یک رشته‌ی خاص بشناسند. لازم نیست که در 20 رشته‌ی مختلف متخصص باشید، چون در این صورت همیشه یک نفر بهتر از شما در یکی از آن 20 رشته وجود دارد. پس بهتر است که روی یک نیچ مارکت (Niche Market) تمرکز کنید. این تمرکز برای‌تان اعتبار به‌همراه می‌آورد.

2- کسب و کارتان را آنلاین کنید:

دنیای وب، مزیت‌های فراوانی دارد. از آن جمله می‌توان به ارزان بودن آن اشاره کرد. و این برای شما به عنوان یک کارآفرین جوان بسیار مهم است. نه تنها می‌توانید از بلاگ نویسی برای عرضه‌ی خود استفاده کنید، بلکه می‌توانید از رسانه‌های اجتماعی برای گسترش کسب و کارتان بهره‌مند شوید.

3- زمانی را برای ملاقات حضوری با دیگران اختصاص دهید:

حضور در شبکه‌های اجتماعی مثل توئیتر و فیس‌بوک نباید باعث شود که از ملاقات‌های فیس توو فیس، غافل شوید. معمولا کارآفرینان جوان ارزش ملاقات‌های حضوری را فراموش می‌کنند. ممکن است که شما با شخصی از طریق ایمیل رابطه‌ی خوبی داشته باشید، ولی ملاقات حضوری باعث می‌شود که سطح تعاملات‌تان با فرد مذکور ارتقاع پیدا کند و موقعیت اجتماعی‌تان را ترقی دهد.

افرادی را که در رشته‌ی شما فعالیت می‌کنند و مورد تحسین‌تان هستند پیدا کنید و با آنها قرار ملاقاتی ترتیب دهید. وقتی آن فرد شما را به دیگران معرفی می‌کند، مردم احساس می‌کنند که شما کارتان را درست انجام می‌دهید. لازم نیست با هر کسی فیس توو فیس ملاقات کنید. فقط با چند نفری که همه آن‌ها را به عنوان پیشرو در آن رشته می‌شناسند قرار بگذارید. این کار شما را به سرعت جلو می‌اندازد.

4- به تعهدتان پایبند باشید:

برقراری یک رابطه‌ی مستحکم با مشتریان‌تان در سال‌های ابتدایی شروع کسب و کار، برای ایجاد اعتبار بسیار اهمیت دارد. همین افراد هستند که در آینده، شما و کسب و کارتان را به دیگران معرفی می‌کنند. پس کاری را که به آن‌ها قول می‌دهید در زمان تعیین شده تحویل دهید.

اما دقت کنید که لازم نیست به هر ترتیبی که شده به مشتریان‌تان قول بدهید. اگر واقعا کاری را نمی‌توانید انجام دهید، قول ندهید.

5- خودتان باشید:

ممکن است وسوسه شوید که سن و سال‌تان را بزرگ‌تر از آن‌چیزی که هست نشان دهید یا آن‌را مخفی کنید. دقت داشته‌باشید که این کار به اعتبارتان لطمه می‌زند. اعتماد به نفس داشته باشید و رو راست باشید. اگر در این سن و سال می‌توانید این‌قدر باهوش و موفق باشید، پس چرا آن‌را مخفی کنید؟

به همین ترتیب عذرخواهی کردن به خاطر سن و سال کم‌تان و نداشتن تجربه، عمل زیرکانه‌ای نیست. اگر با شخصی کار می‌کنید که لازم است به خاطر سن و سال‌تان عذرخواهی کنید، احتمالا این، آن رابطه‌ای نیست که باید آن‌را ادامه داد.

و در پایان لازم است بدانید در کارهایی که به آن‌ها علاقه‌مند هستید، تمرکز کنید. این کلید موفقیت در هر کاری است. سن و سال کم برای عدم موفقیت، دلیل متقاعد کننده‌ای نیست.

برگردان: علی آذرنوش

منبع: entrepreneur.com

چهارشنبه ۳ اوت ۲۰۱۱

8 نکته مهم برای کارآفرینان جوان!


این‌روزها، راه‌اندازی کسب و کارهای برخط [آنلاین] توسط جوانان پدیده‌ای است رو به گسترش. جوانانی که زیر 18 سال هستند و عموما نادیده‌گرفته می‌شوند. افرادی که برای راه‌اندازی کسب و کارهای آنلاین با موانع اندکی روبرو هستند و از فرصت‌های بی‌شماری که در دسترس است به خوبی استفاده می‌کنند. این در حالی است که این جوانان هنوز به سن قانونی نرسیده‌اند ولی موفقیت‌های برخی از آنان قابل توجه است. myyearbook.com سایتی بود که در ابتدا توسط دو دانش‌آموز مدرسه راه‌اندازی شد، ولی در همان ابتدا بعد از مای‌اسپیس و فیس‌بوک، سومین شبکه‌ی اجتماعی محبوب در آمریکا شد. همچنین مارک زوکربرگ هنوز در حال تحصیل در دانشگاه بود که سایت فیس‌بوک را راه‌اندازی کرد و به عنوان محبوب‌ترین شبکه‌اجتماعی در سرتاسر دنیا قرارگرفت.

ولی متاسفانه هنوز تعداد زیادی کارآفرین متخصص و جوان با ایده‌های عالی در دنیا وجود دارند که با مشکلات زیادی دست به گریبانند. در ادامه با راهکارها و تکنینک‌های ذهنی وعملی آشنا می‌شوید که تمام کارآفرینان جوان باید آنرا مد نظر قرار دهند.

1- خود را برای رو در رویی با چالش‌های شروع یک کسب و کار آماده کنید:

راه‌اندازی یک کسب و کار چندان راحت نیست. سر و کله زدن با مشتری، تماس‌های پی در پی با ارباب رجوع در هر ساعتی از روز، نگهداری از محصولات و احیانا تعامل با کارمندانی که برای مدیریت کارهای‌تان به آن‌ها احتیاج دارید. مدیریت یک کسب و کار نیاز به تلاش سخت و طاقت‌فرسایی دارد. قبل از اینکه دست به کار شوید باید بررسی کنید که اصلا علاقه‌ای به راه‌اندازی کسب و کار دارید یا نه. راه‌اندازی کسب و کار، از عهده‌ی هر کسی بر نمی‌آید. نه تنها لازم است که ذهن‌تان آماده‌ی رو در رویی با مشکلات باشد، بلکه باید به سود کردن و کسب درآمد هم فکر کنید. به عنوان مثال به شرکت گوگل نگاه کنید. این شرکت توسط سه نفر اداره می‌شود. دو نفر که متخصص کامپیوتر هستند و نفر آخر که متخصص کسب و کار و قوانین حاکم بر آن است. پس اگر همچنان به راه‌اندازی کسب و کار علاقه‌مند هستید و ایده‌ای در سر دارید، ناامید نباشید و دست از تلاش نکشید.

نکته‌ی دیگری که لازم است بدانید زمان و کبود زمان است. راه‌اندازی یک کسب و کار چیزی بیشتر از یک کار تمام وقت است. شاید لازم باشد شما در روز 30 ساعت کارکنید. پس باید حواس‌تان به درس و کلاس و کارهای دیگرتان باشد. به این فکر کنید که واقعا از زندگی چه چیزی را طلب می‌کنید. به عنوان مثال شما یا باید بازیکن یک تیم فوتبال باشید یا یک کارآفرین. در آن واحد نمی‌توانید هر دو کار را با هم انجام دهید.

2- ایده‌تان را روی کاغذ بیاورید و خود را آماده‌کنید که ایده‌تان را برای دیگران توضیح دهید:

وقتی یک کسب و کار کوچک را راه‌اندازی می‌کنید، معمولا موقعیت‌ها و فرصت‌ها زمان‌هایی به سراغ‌تان می‌آیند که فکرش را نمی‌کنید. ممکن است با یک مشتری خوب در یک مهمانی، کنفرانس یا حتی اتوبوس برخورد کنید. منظورم این نیست که درباره‌ی کسب و کارتان با همه صحبت کنید، ولی هرچه تعداد افرادی که از خدمات و محصولات شما مطلع می‌شوند بیشتر باشند، احتمال موفقیت در کارتان در ماه‌های اول، بالا می‌رود.

طرحی از مدل کسب و کارتان آماده نگه‌دارید و آنرا به صورت خلاصه درآورید. بگذارید از این فرصت استفاده کنم و اختراع خودم را برای‌تان معرفی کنم. من اسم این ختراع را، "کاغذ و قلم" گذاشته‌ام. معمولا وقتی می‌خواهید ایده‌تان را جایی یادداشت کنید، بهتر است از قلم و کاغذ به جای تایپ کردن استفاده کنید. تایپ کردن امکان فکر کردن را از شما می‌گیرد. نوشتن ایده‌های‌تان روی کاغذ فرصت بیشتری را برای فکر کردن برای‌تان فراهم می‌کند. همیشه آماده باشید ایده‌تان را که روی کاغذ طرح‌ریزی کرده‌اید برای دیگران توضیح دهید. بدون اینکه از قبل ایده‌تان روی کاغذ طرح ریزی شده باشد، توضیح دادن آن برای دیگران را سخت و دشوار می‌کند.

یک کارت بیزنس [کارت ویزیت] برای خودتان آماده کنید و همه جا همراه داشته باشید. اگر کارت ویزیت نداشته باشید، خیلی از افراد شما را جدی نمی‌گیرند. ولی داشتن کارت ویزیت نشان می‌دهد که شما در کارتان مصمم هستید.

3- از تمام امکاناتی که در اختیار دارید به بهترین شکل استفاده کنید:

معمولا، کارآفرینان جوان سرمایه زیادی در اختیار ندارند. ولی در عوض امکانات بیشماری دارند که می‌توانند از آن‌ها استفاده کنند. به عنوان مثال، اگر در حال طراحی اپلیکشینی هستید برای انجام کارهای مالی، حتما در اطراف‌تان فردی را پیدا خواهید کرد که درباره‌ی اصول مالی بیشتر از شما بداند. این یک موقعیت است که باید از آن به بهترین شکل استفاده کنید.

همیشه، کمبود سرمایه برای کارآفرینان جوان یک چالش مهم است. ولی این چالش و تاثیرات آن‌را می‌توان با تمرکز بر امکاناتی که در اختیار است و استفاده‌ی بهینه از آن امکانات تا حد زیادی مرتفع نمود.

4- قبل از اینکه به دنبال کمک مالی بگردید، تا حد امکان یک نمونه از محصول‌تان را تولید کنید:

فرض کنید با سر و صدای فراوان در حال تولید یک محصول هستید، ناگهان در میانه‌ی راه در میابید که مثلا فلان قطعه برای تولید انبود 1500 دلار برای‌تان آب می‌خورد. تلفن را برمی‌دارید، با عمو راب تماس می‌گیرید و از او درخواست می‌کنید که 1500 دلار به‌تان قرض دهد، او هم محترمانه درخواست شما را رد می‌کند. با افراد دیگری هم که تماس می‌گیرید به همین شکل درخواست شما را رد می‌کنند.

به عنوان یک کارآفرین، فروش ایده‌تان به یک سرمایه‌گزار، مهم‌تر از فروش آن به مشتری است. پس لازم است قبل از اینکه از سرمایه‌گزار، درخواست پول کنید، تا جایی که امکان دارد محصول‌تان را تکمیل کرده باشید. در صورتی‌که امکان تولید ندارید، حتی‌الامکان یک فیلم کوتاه از محصول‌تان و نحوه‌ی کار کردن با آن تهیه کنید تا اثبات کنید که در کارتان جدی هستید. هرچه کارتان دقیق‌تر باشد، نتیجه‌ای که می‌گیرید مطلوب‌تر است.

5- برای خودتان یک کانال ارتباطی حرفه‌ای تهیه کنید:

تا حد امکان، زندگی محلی داشته باشید ولی چشم انداز کاری‌تان بین‌المللی باشد. هرچه بزرگتر بیاندیشید، با افراد بیشتری در سرتاسر دنیا آشنا می‌شوید که برای شما حکم کانال ارتباطی‌تان را به سوی موفقیت دارند.

پس زمانی که لازم است با رابط‌های بین‌المللی‌تان در تماس باشید، از ایمیل برای ارتباط استفاده کنید. برقراری ارتباط با تلفن یا وسیله‌ای که بی‌درنگ نیازمند پاسخگویی شما باشد، برای ابتدای کار چندان لازم نیست. وقتی شما از ایمیل استفاده می‌کنید، زمان کافی را برای منسجم کردن پاسخ‌تان در اختیار دارید و جواب‌های‌تان پخته‌تر به نظر می‌رسد.

6- به صورت دوره‌ای مسیری را که در پیش گرفته‌اید بررسی کنید و اطمینان حاصل کنید که تمام کارهایی را که لازم است، به صورت منظم انجام می‌دهید:

آخرین چیزی که مشتریان‌تان از شما می‌خواهند این است که فراموش کنید کارهایی را که باید انجام می‌داده‌اید، انجام دهید، فقط به خاطر اینکه با دوست‌تان قرار شام داشته‌اید. پس یک مرزی بین زندگی شخصی‌تان و وظایف شغلی‌تان ایجاد کنید [تعادل کار/زندگی]. معمولا می‌توانید برای تقسیم بندی کارهای‌تان از یک تقویم و یک ماژیک رنگی استفاده کنید. ولی بهتر است برای طبقه‌بندی کارهای‌تان از یک سیستمی که برای این کار طراحی شده است، استفاده کنید [پیشنهاد من، استفاده از نرم‌افزار آنلاین گوگل کلندر می‌باشد. مترجم].

7- آماده شکست خوردن باشید:

بیایید صادق باشیم؛ خیلی از کسب و کارها به جایی ختم نمی‌شود. ولی این شکست در کسب و کار را نباید همیشگی در نظر گرفت. شما کسب و کاری را شروع کرده‌اید که در آن موفق نشده‌اید، ولی باید در نظر داشته باشید که این شکست به شما این امکان را داده است که از آن نکته‌هایی را بیاموزید و بر مهارت‌های‌تان اضافه کنید.

قطعا این شکست موجب می‌شود که کسب و کاری که در آینده راه خواهید انداخت، خردمندانه‌تر و موفق‌تر باشد.

8- از لحظات لذت ببرید:

ممکن است که شما کالاها و خدمات‌تان را به نیمی از افرادی که در بازار هدف‌تان قرار دارند بفروشید و پول‌دار شوید و البته معروف و حتی در سن 16 سالگی، عکس‌تان را بر روی مجله تایم چاپ کنند؛ ولی در پایان روز سوالی که باید از خودتان بپرسید این است که آیا از شرایطی که در آن هستید، لذت می‌برید یا خیر؟

در مقابل ممکن است که شما کالاهای‌تان را نتوانید آنطور که مد نظرتان است بفروشید، ولی مهم این است که آیا در تمام لحظات تلاش می‌کنید که از موقعیت موجود لذت ببرید؟

برگردان: علی آذرنوش

منبع: entrepreneur.com